پلیتکنیک تنها نیست
آنچه بر پلیتکنیک میگذرد سرنوشتی است که در انتظار همه ماست. مسئله پلی تکنیک مسئله پلیتکنیکیها نیست، مسئله کل جنبش دانشجویی در ایران است. ما به عنوان جمعی از دانشجویان لیبرال دانشگاههای ایران باور داریم سکوت در برابر هجوم ارتجاع به پلیتکنیک به عنوان نماد مقاومت به هیچ وجه جایز نیست از این رو ما به دانشجویان سراسر کشور پیشنهاد می کنیم در حرکتی مدنی و هماهنگ اعتراض خود را به شکل عملی نسبت به وقایع پلیتکنیک ابراز کنند.پیشنهاد مشخص ما برگزاری تجمعهای سراسری سکوت در صحن تمامی دانشگاههای کشور در حمایت از دانشجویان پلیتکنیک است. ما به عنوان دانشجویان لیبرال توان تشکیلاتی و تبلیغاتی لازم برای ساماندهی این تجمعات را درخود نمیبینیم بنابراین ما به عنوان بخشی از جنبش دانشجویی از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت به عنوان میراثداران واقعی اپوزیسیون دانشجویی درخواست میکنیم برای یک تجمع سکوت سراسری در تمامی دانشگاههای کشور فراخوان دهند تا همگان بدانند که پلیتکنیک تنها نیست.
دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران
۱- جنبش دانشجویی به کجا میرود؟ دانشگاههای کشور وضعیت خوبی را نمیگذرانند. مثل قبل حمله به دانشگاه از طرف نیروهای امنیتی و حاکمیت و ویله و ناله اصلاحطلبان و از طرف دیگر دندان تیز کردنها برای گرفتن هر آنچه از خاکستر دانشگاه ماندهاست. تا مگر باز هم کرسی و پستی در آینده نصیبشان شود. برای همه آنها که انگلوار با جنبش دانشجویی میزیند متأسفم. واقعاً چه قدر باید کوتهفکر بود و بیمارگونه اندیشید که انتظار سهم بردن از برهوت جنبش دانشجویی، آن هم به بهای مزدوری نظام را داشت. سخت برای این کوتولهها متأسفم.
۲- زمانی در دانشگاه، دانشجو کنشگر بود، انتقاد میکرد حرف میزد و به نوعی تاوان میدید. اما امروز، تهمت و افترا میخورد، دم برنمیآورد و واکنش و دادخواهیاش هم یا بیپژواک است یا توسط عمال نظام معکوس جلوه داده میشود و سرکوب میشود. اما من ریشه این سرکوب را در دوره نهم ریاست جمهوری نمیدانم. تخریب انجمنهای اسلامی در دوره اصلاحات کلید خورد و شاید دلیل عمدهاش حرف از استقلال جنبش دانشجویی بود که به منزله برچیده شدن آخرین بساط مزدوری آقایان بود. باور نمیکنید؟ بروید از آنها بپرسید که صبح تا شام به جای ذکر و صلوات به فعالان دانشجویی، خصوصاً قدیمیها فحش میدهند.
۳- اگر دوستان شاکی نمیشوند. من یک بار دیگر هم بابت فروش خوب روزنامه مسخ در دانشگاه تهران، به خودمان ببالم!
۴- هفته بعد، سه تا امتحان دارم و از الآن عذا گرفتهام!
۵- باز هم ضد حال! "رفتیم تماشای آتشبازی، باران آمد، باروتها نم کشید" حکایت من است. بعد از عمری گفتم فوتبال ببینم، سر حال بیایم. که منچستر مفتضحانه ۳ بر ۰ باخت. واقعاً خاک بر سر بیبخارشان. دموکراسیخواهان دنیا باید بسیج شوند، یک فکری هم به حال این تیم کنند، این مردک الکس فرگوسن، بیست و یک سال است مربی این تیم است و خیال کنار رفتن هم ندارد. این هم از افتضاح امشباش!
سندیکا حق کارگران است
ما جمعی از وبلاگ نویسان لیبرال ضمن تبریک اول ماه می به تمامی کارگران جهان خصوصا کارگران شریف ایرانی با مبارزات به حق جنبش کارگری ایران برای کسب حق سندیکا و حق اعتصاب اعلام همبستگی می کنیم. داشتن سندیکاهای مستقل و مصون از دخالت حکومت حق کارگران است.کارگران با تشکیل سندیکا می توانند به بهترین وجه و بی نیاز از دخالت عناصر فرصت طلب و رویا پردازی های دایه های دلسوز تر از مادر از حقوق خود دفاع کنند.کار گران به قیم نیاز ندارند آنچه کارگران نیاز دارند سندیکاهای مستقل و تضمین امنیت و آزادی فعالین سندیکایی است که ما به عنوان جمعی از فعالین سیاسی - دانشجویی لیبرال قویا از آن حمایت می کنیم. بدون شک همبستگی و تشریک مساعی جنبش کارگری و جنبش دانشجویی گشاینده ی راه دموکراسی خواهد بود.
برای پیوستن به این حرکت، به آدرس زیر مراجعه کنید:
امروز دیگر فمنیسم را تنها در کتابچههای فرنگی نمیبینیم. امروز فمنیسم زنده است و راه خود را در جامعه یافتهاست. فعالان زنان دیر زمانی است که عامل اصلی تبعیض علیه زنان را که سبب میشود، زنان به عنوان جنس دوم نگریسته شوند، دریافتهاند.
آری، هر کس دیگری هم اگر نیک به قوانین ایران بنگرد، اگر از تبعیضات دینی و مذهبی اعمال شده در این قوانین بگذرد که در زمینه حقوق زنان بیشتر بارز میشوند؛ به حق، تبعیض آشکار جنسیتی را در این قوانین خواهد دید. از این رو تغییر این قوانین که در اکثر موارد ریشه در سنتهای عقبمانده ایرانی- اسلامی و نه واقعیتهای عینی جامعه دارند، گامی اصلی در جهت توسعه کشور و فراهم آمدن رفاه و آسایش شهروندان است. و این گونه است که میبینیم، تغییر قوانین تبعیضآمیزی که علیه زنان وجود دارد، دیگر خواست قشر اقلیتی جامعه نیست که از طرف حاکمیت متهم به اقدام علیه امنیت ملی شوند و طرفداران افراطی چپ و راست آنها، این جنبش را جنبش مرفهین بخوانند.
آنچه مسلم است، این قوانین نیمی از جامعه را در بند نگه داشتهاست که مانع از رشد اقتصادی جامعه به سبب ناکارآمد شدن و کم شدن نیروی فعال در عرصه کار و اجتماع و همچنین مانع از رشد فرهنگ و مدنیت در جامعه به علت منع نیمی از جامعه از حقوق مسلم و اولیه انسانیشان است.
از این رو خواست تغییر قوانین که مطالبه اصلی جنبش زنان را تشکیل میدهد، نه خواستی آرمانگرایانه و تهی و نه خواستی حاشیهای است که بتوان از آن صرف نظر کرد. بلکه اساساً رفع تبعیض علیه زنان، امروز خواسته اصلی و گام اساسی در جهت توسعه جامعه است.
با این حال، گیریم تغییر قوانین همه راه نیست و میدانیم که اجرایی شدن قوانین و فرهنگ اجرایی آن و تغییر یافتن دیگر زیرساختهای فرهنگی و اجتماعی بخش دیگری از راه است که با تغییر صرف قانون حاصل نمیشود. اما آنچه امروز از پتانسیل زنان ایرانی میبینیم و آنچه از نحوه عملکرد مسالمتآمیز، مدنی و میدانی آنها برمیآید، دیگر الزامات این راه را نیز با خود به همراه میآورد. از سویی دیگر تغییر قوانین و حرکت در جهت تغییر قوانین همان طور که گفتیم، اولین گام برای فراهم کردن زیرساختهای لازم در جهت توسعه موقعیت زنان و به تبع آن توسعه جامعه است.
از این رو تغییر این قوانین خواست هر کسی است که داعیه منافع ملی و توسعه جامعه را دارد. و در مقابل آن حرکتهای صلبی و سرکوبگرایانه علیه این جنبش که امروز به کرات از سوی حاکمیت به بهانههای امنیتی اعمال میشود، از بازداشت و احضار مکرر فعالان حقوق زنان به دادگاه انقلاب گرفته تا احکام طولانی مدتی که برای آنها صادر میشود و جلوگیری از فعالیت انجیاوهای زنان، تنها میتواند از سوی متعصبترین بنیادگرایان دینی صادر شود که هنوز هم سعادت جامعه جهانی را در 14 قرن پیش میجویند و هیچ گاه منافع ملی را بر پایه واقعیتهای عینی موجود در جامعه در نظر نمیگیرند.
و با توجه به پتانسیل اکثریتی جنبش زنان و گره خوردن مطالبات آنها با توسعه مدنی، فرهنگی و اقتصادی جامعه، شاید این احکام بتواند به طور مقطعی جنبش زنان را دچار رکود کند که خوشبختانه تا کنون حتی به این هدف نامیمون نیز دست نیافتهاند، اما در نهایت این جنبش باز هم راه خود را در پیش خواهد گرفت. چنان که پیش از این نیز، پس از صدور احکام سنگین برای فعالان حقوقی چون مهرانگیز کار و شهلا لاهیجی، باز هم این جنبش با نیروهای جوانتر خود زنده ماند و سر پا ایستاد و اتفاقاً فعالتر شد. چرا که این حق- حقوق زنان- انکارنشدنی است و شاید بتوانند زمانی کوتاه آنها را سرکوب کنند، اما مسلماً سیر حرکت جامعه به سمت رهایی زنان از بند این قوانین پیش میرود. و شاید باز هم به سود منافع ملی باشد، اگر حاکمیت از اقدامات سرکوبگرایانه خود که نشانگر نقض سیستماتیک حقوق بشر در قبال فعالان حقوق زنان است؛ دست بردارد و وجهه خود و کشور را چه در جامعه و چه در منظر بینالمللی بیش از این از بین نبرد.
این هم گزارش برنامه "پاسداشت جنبش کارگری" که توسط حراست دانشگاه، لغو شد:
http://tahkimnews.com/ContentDetail/?ID=ja2c6i7z17&Type=202
و مقالهای در مورد آبگیری سد سیوند:

این برنامه ساعت ۱۵ روز شنبه ۸ اردیبهشت ماه در دفتر انجمن اسلامی این دانشکده برگزار میشود.
مطالبه حقوق صنفی کارگران و تمامی اقشار جامعه همواره یکی از شعارهای جنبش دانشجویان ایران بودهاست.
۲- روزنامه دانشجویی "مسخ" از هفته گذشته، منتشر میشود و در ۷ دانشکده فنی، حقوق، ادبیات، هنرهای زیبا، اقتصاد، علوم اجتماعی و مدیریت توزیع میشود.
نکته جالب اینکه استقبال دانشجویان از این روزنامه به حدی بودهاست که در همان چند ساعت اول به کل فروخته شدهاست و کلی از این اتفاق میمون در دانشگاه تهران خرسندیم و به خود میبالیم!
۳- دیروز یک امتحان سخت داشتم و الآن احساس خلأ میکنم! در کل چند روزی زندگی را به خاطر این امتحان به حالت تعطیل درآورده بودم که امیدوارم نتیجه خوبی داشتهباشد.
۴- زیاده عرضی نیست.