۱-همه چی به ما میخنده یره
همه چی با ما میگنده یره
همه چی با میپوسه یره
همه چی با ما میسوزه یره
...
وقتی آدم وا میدهد، نامجو خیلی میچسبد. خصوصاً این ترانهاش. کلاً به نظر من هم عبارت" نماد روح بیمار ایرانی" برای کارهای نامجو بسیار مناسب و بهجاست. در هر صورت به نظرم خیلی از ما با این بیمارگونگی آشنا هستیم و زمانهای زیادی را با آن سر کردهایم. نمیشود در این لحظات به عشق حقایق مطلق یا به قول معروف اینکه زمین یک دور، دور خورشید چرخیدهاست بگوییم" ابوعطا" را عشق است. متأسفانه کنج عزلتها و انزواهای ما نیز پر از این حالتهای بیمارگونگی است. این واقعیت جامعه ایرانی است و باید در جای خود فهم شود.
۲- فیلم" علی سنتوری" را دیدم و اصلاً خوشم نیامد. فیلم آن چنان که باید کارشده نبود. خصوصاً اینکه به نظرم برخی فرمها به نظر وصله ناجوری بر فیلم بود. مثل سنتورنوازی در پارتی که گویا از این رو بود که" علی سنتوری" نام قشنگی برای این فیلم بودهاست. اما واقعاً نام" علی سنتوری" هم یادآور تصویر و سرگذشت دیگرگونهای است. چیزی شبیه" داود گوژپشت" هدایت. بهتر بود مهرجویی یا به کل سمت همان زبان کوچهبازاری میرفت یا اگر میخواست امروزی کار کند، تمامعیار و با زبان امروزی کار کند. دیگر اینکه روایتگری پرسناژ( علی سنتوری) به نظرم ضعف فیلمنامه بود. باز اگر داستان بود، میشد آنرا توجیه کرد. اما در فیلم و صحنهسازی که باید اتفاق افتد، زشت است اینگونه واضح روایتگری صورت گیرد. آن هم روایتی که هیچ کمکی به تداعی صحنهها در ذهن بیننده ندارد. وصلههای ناجور باز هم هست که از حوصله من خارج است. بماند... اگر بازی خوب بهرام رادان را از فیلم حذف میکردیم، فیلم مانند تلی آتوآشغال فرو میریخت.
۳- سایت ایرانلیبرالیسم به همت همه دوستان خوب لیبرالم، پر انرژی و پر بار کار خود را آغاز کردهاست و ادامه میدهد. امیدوارم در ادامه راه هم بتواند با ارائه مطالب خوباش در باب لیبرالیسم، مکتب آزادی، در میان طرفداران جامعه باز پایگاه خود را حفظ کند. تا از این طریق گامی در راه تعالی اندیشه و اندیشهورزی در ایران برداریم.
۴- مجموعه" مرد هزار چهره" از میان مجموعههای نوروزی به نظرم خوب درآمدهاست. حرف برای گفتن دارد و طنز نهفته جالبی دارد و تا حد خوبی هم انتقادی است. در این فضای بسته این گونه کار کردن، واقعاً نوبر است.
۵- روزهای بدی را میگذرانم. درست دو ماه است و گویا این قصه سر دراز دارد...