تبليغاتX
انزوا
انزوا را بر بسیاری از مصاحبت‌ها ترجیح می‌دهم
مرگ هنوز هم موضوعی مرموز است. شاید تنها موضوعی باشد که هنوز هم افسون‌زدایی نشده‌است و هنوز هم با همان قاطعیت و افسون تکان‌دهنده است و شاید مرگ تنها موضوعی است که با منطق این جهانی نمی‌شود، آن را توجیه کرد که همه استدلال‌ها بر پایه هست‌ها است و پس از آن عدم. سخت می‌شود از هست به نیست پل زد و از این روست که مرگ صریح و قاطع رخ می‌نماید.

جالب‌تر آن‌که مرگ برای همه هست و سرنوشتی محتوم که اگر جذب آن شوی و با آن خود را سرگرم کنی، دیگر زندگی را به هیچ می‌گیری. اما زندگی هم‌چنان جریان دارد و از این روست که سخت می‌شود با این دوگانگی کنار آمد.

شاید همین ویژگی‌هاست که برخی را وامی‌دارد در جستجوی معنا، به سوی مرگ بشتابند. پس با این حال آیا خودکشی عملی نکوهیده و غیراخلاقی است؟  

+ نوشته شده در  سی ام اردیبهشت 1387ساعت 18:16  توسط مهرداد بزرگ  | 

۱- این‌چنین در چشم‌انتظاری

شب‌ها چندان دراز می‌گذرد

که ترانه ریشه افشان کرده

درخت بار بربالیده‌است

و آنان که به زندان‌ها اندرند مادر

و آنان که روانه تبعیدگاه‌ها شده‌اند

هر بار که آهی برآرند نگاه کن

این‌جا برگی بر این سپیدار می‌لرزد...

ترانه‌های میهن تلخ

قریب به یک سال گذشت و دولت به حق مستبد احمدی‌نژاد این چنین آزادی را در بند کشید. اکنون دیگر کم‌تر راه نرفته‌ای است که فعالان دانشجویی در پیش روی خود می‌بینند. اما همه به بن‌بست منتهی شد. به نظر می‌رسد که انقلاب فرهنگی دوم آنتی‌تز انقلاب مخملی‌ای بود که محافل امنیتی به جنبش دانشجویی نسبت می‌دادند. اما آن‌ها خیلی به‌تر از حریف‌شان کارشان را بلد بودند. اکنون به نظر می‌رسد که این جنبش نیز باید منتظر گذر زمان باشد تا شاید نسل جدیدی برآیند و این بار باورمندانه‌تر در راه دموکراسی‌خواهی، حقوق بشر و استقلال دانشگاه گام بردارند.

شاید زمان آن رسیده‌است که کمی درنگ کنیم و به داشته‌های خود نظری افکنیم. دست از گمان و توهم برداریم و بار دیگر جایگاه و ماهیت دانشگاه مدرن و جنبش دانشجویی را تعریف کنیم.

سال گذشته کم‌تر از یک ماه که از سناریوی بدساخت نشریات جعلی و موهن گذشته‌بود از سکوت محافل حقوق بشری که البته بیشتر دغدغه دارند تا عمل و به جای دفاع از حقوق هم‌میهنان‌شان بیش‌تر نگران جان آن‌ها در مقابل دشمن فرضی هستند، گفتم و اکنون باز هم این تنها سکوت است که در پاسخ به این نارواها از آن‌ها می‌بینیم.

نوشته خوب امیرحسین اعتمادی را در این زمینه در سایت ایران‌لیبرالیسم ببینید:

http://iranianliberalism.com/hoghooghb/hright%20etemadi.htm

۲- بیانیه دانشجویان لیبرال درباره فشارهای تازه بر جنبش دانشجویی

سرانجام پس از قریب به یک سال، دستگاه قضایی کشور احکام حبس طویل­المدتی را برای سه دانشجوی دربند آقایان احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی صادر کرد. گر چه از همان نخستین روزهای بازداشت این سه دانشجو، به نظر می‌رسید که پروژه جدیدی برای تهدید دانشجویان و تحدید جنبش­های دموکراسی­خواه کلید خورده‌است اما چندان گمان نمی‌رفت که این پروژه، به چنین نتیجه‌ای ختم شود. صدور حکم 78 ماه زندان برای یاران دبستانی ما بیش از هرچیز گویای این واقعیت است که هم اینک، عدالت‌خانه جمهوری اسلامی، سخت تحت نفوذ و تأثیر نیروهای امنیتی– اطلاعاتی قرار گرفته‌است.

با این حال تجربه تاریخی نشان داده که جنبش دانشجویی ایران، نه تنها با این‌گونه فشارها و برخوردها متوقف نخواهد شد بلکه اهداف دموکراتیک و حقوق بشری خود را آگاهانه­تر و هوشمندانه­تر پی خواهد گرفت. از این رو جای تردید نیست که دود این نوع برخوردها به چشم کسانی خواهد رفت که قدرت سیاسی و رانت­های اقتصادی را مستانه در آغوش گرفته­اند و این‌گونه، دانشجویان و فعالان حقوق بشری و دموکراسی‌خواه را به مسلخ می­برند.

دانشجویان لیبرال دانشگاه‌های تهران ضمن محکوم کردن این احکام، آزادی بی­قید و شرط آقایان احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی را خواستار هستند. ناگفته پیداست بار سنگین جفایی که به حق یاران دبستانی ما می‌رود به دوش خانواده­های این عزیزان است که صبورانه، بهار آزادی فرزندان بی‌گناهشان را به انتظار نشسته­اند. از این رو دانشجویان لیبرال دانشگاه‌های تهران، صمیمانه با خانواده­های پژمرده اما صبور دانشجویان دربند، ابراز هم‌دردی می‌کند.

اگر چه در این پرونده عده‌ای سرانجام به نیت خود در محبوس ساختن یاران­مان دست یافتند اما بی­شک وجدان عمومی جامعه و مهم‌تر از همه، تاریخ در آینده‌ای نه چندان دور درباره تمامی رفتارها و عملکردها به قضاوت خواهد نشست.

ما هم‌چنین فشار های وارده بر دانشجویان از طریق احضارهای دوباره به کمیته های انضباطی به خصوص احضار دانشجویان دانشگاه‌های شیراز و علامه طباطبایی را محکوم کرده، خواستار توقف برخوردهای غیرقانونی مسئولین دانشگاه‌ها و برکناری روسای دانشگاههای علامه و شیراز می‌باشیم.

                                                        دانشجویان لیبرال دانشگاه‌های تهران

۳- حراست دانشگاه تهران، رسماً این دانشگاه را به پادگان تبدیل کرده‌است. کارت دیدن مأموران حراست واقعاً برای من یکی که عذاب الیم شده‌است. اما خبری نیست. گویا فرهاد رهبر بیشتر توهم ریاست و حراست دارد.

گزارش رضا نگهداری از وضعیت دانشگاه و کوی دانشگاه تهران را در لینک زیر ببینید:

http://www.autnews.info/archives/1387,02,0008879

۴- شیراز، مازندران و حالا هم تبریز...

پی‌نوشت:

دوستانی، بارها گفته‌اند چرا این وبلاگ هنوز با عنوان " تا آزادی پلی‌تکنیکی‌ها" به روز می‌شود. مگر زندانی سیاسی دیگری نیست و مگر دانشجوی دیگری در بند نیست؟ مسئله این است که این وبلاگ کارکرد دفاع از زندانیان سیاسی و دفاع از حقوق بشر را ندارد و نویسنده آن هم چنین توهمی ندارد و تا جایی که بتواند در حد قلم خود می‌تواند در این امر کوشا باشد. همین و بس. اما در مورد پلی‌تکنیکی‌ها چنان که از آغاز این کار گفته‌ام این وبلاگ تا آزادی پلی‌تکنیکی‌ها با همین نام به روز می‌شود یا نمی‌شود. از این رو که آن‌ها بی‌دلیل به زندان رفتند و آن‌‌ها مرتبط‌ترین زندانیان سیاسی به جنبش دانشجویی هستند. که از نظر من پروژه سرکوب گسترده دانشگاه‌ها و باز هم به زعم من انقلاب فرهنگی مخملی با بازداشت دانشجویان پلی‌تکنیک کلید خورد و با تداوم بازداشت این سه دانشجو و در کنار آن احکام انضباطی شدید برای دانشجویان علامه و دیگر دانشگاه‌ها( با شدت کم‌تر) و فشار بر تشکل‌ها و نیروهای مستقل دانشجویی اعم از لیبرال، چپ، تحکیم و انجمن‌های اسلامی می‌رود که به پایان خود برسد. از نظر من آخرین حلقه و شاید حلقه مفقوده این جریان سیال دانشگاه تهران است که هنوز از دید حاکمان چندان که باید سرکوب نشده‌است و این شاید مأموریت تیم جدید حراستی و مدیریتی دانشگاه تهران باشد. در این شرایط عقلایی عمل کردن بیش از پیش اهمیت دارد و نباید اندک داشته‌های جنبش نحیف دانشجویی را هم در این راه به تاراج بگذاریم و انرژی خود را به بحث‌های فرسایشی تلف کنیم. شاید بتوان این بار با هدف آکادمی آزاد و مستقل از آخرین سنگر آزادی دفاع کرد. این باید کارویژه جنبش دانشجویی باشد.

+ نوشته شده در  چهارم اردیبهشت 1387ساعت 17:9  توسط مهرداد بزرگ  |