جالبتر آنکه مرگ برای همه هست و سرنوشتی محتوم که اگر جذب آن شوی و با آن خود را سرگرم کنی، دیگر زندگی را به هیچ میگیری. اما زندگی همچنان جریان دارد و از این روست که سخت میشود با این دوگانگی کنار آمد.
شاید همین ویژگیهاست که برخی را وامیدارد در جستجوی معنا، به سوی مرگ بشتابند. پس با این حال آیا خودکشی عملی نکوهیده و غیراخلاقی است؟
۱- اینچنین در چشمانتظاری
شبها چندان دراز میگذرد
که ترانه ریشه افشان کرده
درخت بار بربالیدهاست
و آنان که به زندانها اندرند مادر
و آنان که روانه تبعیدگاهها شدهاند
هر بار که آهی برآرند نگاه کن
اینجا برگی بر این سپیدار میلرزد...
ترانههای میهن تلخ
قریب به یک سال گذشت و دولت به حق مستبد احمدینژاد این چنین آزادی را در بند کشید. اکنون دیگر کمتر راه نرفتهای است که فعالان دانشجویی در پیش روی خود میبینند. اما همه به بنبست منتهی شد. به نظر میرسد که انقلاب فرهنگی دوم آنتیتز انقلاب مخملیای بود که محافل امنیتی به جنبش دانشجویی نسبت میدادند. اما آنها خیلی بهتر از حریفشان کارشان را بلد بودند. اکنون به نظر میرسد که این جنبش نیز باید منتظر گذر زمان باشد تا شاید نسل جدیدی برآیند و این بار باورمندانهتر در راه دموکراسیخواهی، حقوق بشر و استقلال دانشگاه گام بردارند.
شاید زمان آن رسیدهاست که کمی درنگ کنیم و به داشتههای خود نظری افکنیم. دست از گمان و توهم برداریم و بار دیگر جایگاه و ماهیت دانشگاه مدرن و جنبش دانشجویی را تعریف کنیم.
سال گذشته کمتر از یک ماه که از سناریوی بدساخت نشریات جعلی و موهن گذشتهبود از سکوت محافل حقوق بشری که البته بیشتر دغدغه دارند تا عمل و به جای دفاع از حقوق هممیهنانشان بیشتر نگران جان آنها در مقابل دشمن فرضی هستند، گفتم و اکنون باز هم این تنها سکوت است که در پاسخ به این نارواها از آنها میبینیم.
نوشته خوب امیرحسین اعتمادی را در این زمینه در سایت ایرانلیبرالیسم ببینید:
http://iranianliberalism.com/hoghooghb/hright%20etemadi.htm
۲- بیانیه دانشجویان لیبرال درباره فشارهای تازه بر جنبش دانشجویی
سرانجام پس از قریب به یک سال، دستگاه قضایی کشور احکام حبس طویلالمدتی را برای سه دانشجوی دربند آقایان احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی صادر کرد. گر چه از همان نخستین روزهای بازداشت این سه دانشجو، به نظر میرسید که پروژه جدیدی برای تهدید دانشجویان و تحدید جنبشهای دموکراسیخواه کلید خوردهاست اما چندان گمان نمیرفت که این پروژه، به چنین نتیجهای ختم شود. صدور حکم 78 ماه زندان برای یاران دبستانی ما بیش از هرچیز گویای این واقعیت است که هم اینک، عدالتخانه جمهوری اسلامی، سخت تحت نفوذ و تأثیر نیروهای امنیتی– اطلاعاتی قرار گرفتهاست.
با این حال تجربه تاریخی نشان داده که جنبش دانشجویی ایران، نه تنها با اینگونه فشارها و برخوردها متوقف نخواهد شد بلکه اهداف دموکراتیک و حقوق بشری خود را آگاهانهتر و هوشمندانهتر پی خواهد گرفت. از این رو جای تردید نیست که دود این نوع برخوردها به چشم کسانی خواهد رفت که قدرت سیاسی و رانتهای اقتصادی را مستانه در آغوش گرفتهاند و اینگونه، دانشجویان و فعالان حقوق بشری و دموکراسیخواه را به مسلخ میبرند.
دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران ضمن محکوم کردن این احکام، آزادی بیقید و شرط آقایان احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی را خواستار هستند. ناگفته پیداست بار سنگین جفایی که به حق یاران دبستانی ما میرود به دوش خانوادههای این عزیزان است که صبورانه، بهار آزادی فرزندان بیگناهشان را به انتظار نشستهاند. از این رو دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران، صمیمانه با خانوادههای پژمرده اما صبور دانشجویان دربند، ابراز همدردی میکند.
اگر چه در این پرونده عدهای سرانجام به نیت خود در محبوس ساختن یارانمان دست یافتند اما بیشک وجدان عمومی جامعه و مهمتر از همه، تاریخ در آیندهای نه چندان دور درباره تمامی رفتارها و عملکردها به قضاوت خواهد نشست.
ما همچنین فشار های وارده بر دانشجویان از طریق احضارهای دوباره به کمیته های انضباطی به خصوص احضار دانشجویان دانشگاههای شیراز و علامه طباطبایی را محکوم کرده، خواستار توقف برخوردهای غیرقانونی مسئولین دانشگاهها و برکناری روسای دانشگاههای علامه و شیراز میباشیم.
دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران
۳- حراست دانشگاه تهران، رسماً این دانشگاه را به پادگان تبدیل کردهاست. کارت دیدن مأموران حراست واقعاً برای من یکی که عذاب الیم شدهاست. اما خبری نیست. گویا فرهاد رهبر بیشتر توهم ریاست و حراست دارد.
۴- شیراز، مازندران و حالا هم تبریز...