تبليغاتX
انزوا
انزوا را بر بسیاری از مصاحبت‌ها ترجیح می‌دهم

۱- سورنا هاشمی، بعد از ۲۸ روز زندان، آزاد شد. این یکی از بهترین خبرهای این روزها بود. بهتر آن‌که روحیه سورنا همان است که بود.

حالا، بالاخره این وبلاگ به حالت عادی منزوی خودش برمی‌گردد.

۲- در اجاقی،

طمع شعله نمی‌بندم

خردک شرری هست، هنوز؟

برای برخی دوستان که هنوز درگیر لحاف ملا هستند.

۳- مجموعه داستان" نغمه غمگین" از جی. دی. سالینجر را خواندم و حسابی چسبید. سالینجر از نویسنده‌هایی است که خود زندگی را می‌نویسد. بی‌هیچ قید و شرط و روده‌درازی‌ای. سبک‌اش هم که جای خود دارد. به نظرم بهرام صادقی نیز در جاهایی کارهایش به او شبیه است. همان تم‌ها و سبک‌ها، تنها روی زندگی پرسناژ‌های ایرانی.

سالینجر در داستان نغمه غمگین می‌نویسد:" اما این نقد نیش‌داری علیه هیچ‌کس یا هیچ‌چیز نیست. فقط داستان کوتاه ساده‌ای‌ست درباره پای سیب خانگی، آبجوی تگری، بروکلین راجرز، و لوکس تیاتری رادیو- یعنی کلاً چیزهایی که ما به خاطرش جنگیدیم. واقعاً نمی‌شود که این را نفهمید."

و این بند چه‌قدر زیباست. این بند را وقتی در برابر دفاعیات کامو از فرانسه و جنبش مقاومت ملی فرانسویان در برابر آلمان نازی می‌گذارم، چه‌قدر این فرهنگ امریکایی و طبع انسانی آن برایم جذاب می‌شود. کامو در نامه‌هایی که در جنگ دوم به دوستی آلمانی می‌نویسد و در ایران تحت عنوان "چند نامه به دوست آلمانی" منتشر شده‌است، سراسر از انتزاعیات وطن‌اش دفاع می‌کند. از آزادی، از آزادگی، از عدالت و تعالی این مفاهیم در وطن‌اش فرانسه دفاع می‌کند. اما هیچ یک از این‌ها زندگی‌بخش نیست. زندگی همان است که سالینجر می‌گوید و تصویر می‌کند. یعنی تنها توجیه جنگ و دفاع. انسان می‌تواند در نبود آزادی و عدالت زندگی کند، اما آن‌چه زندگی‌بخش است همان است که سالینجر می‌گوید و تصویر می‌کند.

خواندن این کتاب را به همه توصیه می‌کنم.

۴- گاهی اوقات وقتی سرمقاله‌های محمد قوچانی را در شهروند امروز می‌خوانم، واقعاً می‌خواهم عق بزنم. نمونه‌اش سرمقاله این شماره شهروند بود. گذشته از این که موضع سیاسی او چیست، از این داستان‌سرایی‌ها برای موضوعی که اصلاً داستان نیست، عقم می‌نشیند. گو این‌که می‌خواهد اختلافات قبیله‌ای را آن هم با همان سبک و سیاق حل کند. خصوصاً توصیه آخرش که شیخ و سید بنشینند و بدون حضور یاران‌شان اختلافات را حل کنند. خب، که چی؟ از این سیاست قبیله‌ای چه در می‌آید؟ الله اعلم!

۵- مصاحبه سعید قاسمی‌نژاد با آرش نراقی در مورد " حق دخالت بشردوستانه" خواندنی است. حتماً بخوانید:

http://radical-liberalism.blogfa.com/post-79.aspx 

+ نوشته شده در  بیستم شهریور 1387ساعت 23:48  توسط مهرداد بزرگ  | 

 

بیانیه دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران در حمایت از دانشجویان دانشگاه زنجان

 

 تاریخ بشر پر است از مثال مدعیان زهد و تقوی که پشت نقاب پرهیزکاری دامنه‌دارترین فسادها را تدارک می‌دیده‌اند. همیشه در طول تاریخ" حافظ"هایی وجود داشته‌اند که پرده از ریا و تزویر این زهدفروشان بر کشند و تمامی زشتی اعمال‌شان را بر آب افکنند که:

 واعظان کین جلوه در محراب و منبر می‌کنند/چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند

 جامعه ایران طی دهه‌های اخیر، بیش از هر زمان دیگری با پدیده ریا و دورویی و نفاق مواجه بوده‌است. گسترش تعداد زهدفروشان تا گلو در فساد و تباهی غرق‌شده از جمله ویژگی‌های این چند دهه بوده‌است. افرادی که با ریا و چاپلوسی و به پاداش تملق‌گویی و شخصیت‌فروشی به مناصب دولتی و امنیتی و انتظامی می‌رسند و بعد مقام خویش را ابزاری برای ارضای شنیع‌ترین تمایلات بیمارگونه می‌کنند تا زنان بی‌گناه را به نماز جماعت عریان وادارند و دختران بی‌پناه را در کمیته‌های انضباطی و حراست دانشگاه‌ها به تسلیم در برابر خواست‌های نامشروع وادار کنند. آن‌ها که روابط آزاد و انسانی را بر نمی‌تابند و به شدت عقوبت می‌کنند خود در تاریک‌خانه‌هایشان تجاوز و هتک حرمت دختران مظلوم ایرانی را سرلوحه عمل قرار می‌دهند.

جای بسی تأسف است که در چنین شرایطی افشاگران رسوایی اخلاقی، یکی از مدیران منصوب دولت اسلامی نهم که اندک نوری بر تاریک‌خانه فساد و سیه‌کاری حکام زهد فروش افکندند به عقوبت گرفتار شده‌اند و مأمور خاطی به مدد صیغه‌نامه از چنگ عدالت گریخته‌است. اقدام" حافظ"وار یاران دبستانی در زنجان در افشای زشتی و پلیدی اعمال مسئول کمیته "انضباطی" اکنون با واکنش سخت "محتسبان مست" مواجه شده‌است. دختر قربانی 42 روز بازداشت می‌شود، حسن جنیدی، آرش رائیجی، پیام شکیبا، بهرام واحدی و سورنا هاشمی به علاوه استادی که هتک حرمت دانشجویش را بر نتابیده به زندان می‌روند و در عوض آن مسئول متجاوز در کنف حمایت مقامات وزارت علوم از همه چیز تبرئه می‌شود. این ننگ اما با هیچ رنگی پاک نمی‌شود؛ پخش گسترده فیلم این رسوایی، مصاحبه دلیرانه سورنا هاشمی پیش از بازداشت و پایمردی و استقامت دیگر دانشجویان بازداشتی از هم اکنون سناریوی لاپوشانی این رسوایی اخلاقی مدعیان اخلاق و تقوی را با شکست مواجه کرده‌است.

دانشجویان دانشگاه زنجان هم‌چنان به تاوان جسارتشان در مبارزه با سوء استفاده جنسی از زنان و مقابله با خشونت جنسی کارکنان دانشگاه علیه دختران دانشجو در زندان به سر می‌برند.

 اکنون قریب به یک ماه از بازداشت دوست عزیز و شجاع‌مان سورنا هاشمی می‌گذرد. سورنا و دوستان‌اش شجاعانه به استقبال خطر رفتند و در روز واقعه از عقوبت کار نترسیدند. طیف‌های مختلف جنبش دانشجویی، سورنا هاشمی و دیگر دانشجویان زنجانی و استاد در بند شده را تنها نخواهند گذاشت، ما آن‌ها را فراموش نمی‌کنیم و خود را در کنار آن‌ها و شانه به شانه‌شان در این مبارزه خطیر علیه تبعیض و فساد و استبداد احساس می‌کنیم؛ نام‌شان زمزمه نیمه شب مستان باد/تا نگویند که از نام فراموشانند

دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاه‌های تهران ضمن اعلام حمایت قاطع از مبارزات بر حق و مسالمت‌آمیز دانشجویان دانشگاه زنجان، خواهان آزادی سورنا هاشمی و همه دانشجویان بازداشتی هستند.

 ما هم‌چنین از مسئولین قضایی و دولتی موکداً تقاضا می‌کنیم که بر پیمانی که با دانشجویان بستند استوار باشند و ضمن آزادی دانشجویان در بند، مسئول خاطی را به سزای اعمال غیرانسانی‌اش برسانند و دست از حمایت از افراد فاسد و بی‌اخلاق بردارند. به امید آزادی همه دانشجویان زندانی و به امید اول مهری با شکوه برای جنبش دانشجویی.

                                                       

                                                         دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاه‌های تهران

 

 

+ نوشته شده در  هجدهم شهریور 1387ساعت 1:3  توسط مهرداد بزرگ  |