تبليغاتX
انزوا
انزوا را بر بسیاری از مصاحبت‌ها ترجیح می‌دهم

1- کتاب روح پراگ را می‌خوانم؛ در کنار کتاب "فرهنگ و دانشگاه" نوشته محمد تفضلی. احساس بدی از تجربه زیسته‌ام در دوران تحصیل، به‌ام دست داده‌است. ماشین مشق‌نویسی در دوران دبستان، ماشین محفوظات بی‌مصرف در دوران راهنمایی و ماشین حل مسئله در دوران دبیرستان؛ ماحصل آن دانشجوی منزوی ترم ده که هنوز درس‌اش را تمام نکرده‌‌است.

وقتی وارد دانشگاه شدم، تصور دیگری داشتم. اما این دانشکده چیزی به من عرضه نکرده‌است. اساتید سر و ته یک کرباس، دماغ سربالا و بی‌مغز با درجه اقتدار بی‌حد و حصر. آن‌چه به نظرم هولناک می‌آید، تداوم چنین نظمی است. فضای دانشگاه هم بسته‌تر از آن بود که فکرش را می‌کردم. نسل ما نسلی ترس‌خورده و توسری‌خورده بود؛ درست مثل حیوانات خانگی.

آن‌چه برایم سخت و عجیب است، رفتار همه آن‌هایی است که از این نظم راضی‌اند و چون خادمان بی‌جیره و مواجب، در جهت تداوم آن می‌کوشند. دیکتاتورهای بالفطره با عقده‌های فروخورده‌ای که از بس آزادی نداشته‌اند، هیچ تصوری از شرایط آزاد ندارند. اندیشه انتقادی، رفتار خارج از عرف و همه آن‌چه که خارج از این نظم بیمارگونه باشد برای این موجودات غیرقابل پذیرش و هضم است. می‌خواهم در این مورد بیشتر و مفصل‌تر بنویسم. امیدوارم به جای مطلوبی برسد.

2- گاهی فکر می‌کنم، کاش عوض مشتی مزخرفات که در طول دوره متوسطه به خورد ما داده‌اند تا در کله‌مان فرو کنیم؛ کمی فن نوشتن به ما یاد می‌دادند. شلخته‌نویسی درد بدی است که همه ما دچار آن هستیم. آیا می‌شود همین یک مورد را درست کرد؟

3- بحث‌های انتخاباتی خسته‌کننده و گاهی تهوع‌آور است. اما گویا ناگزیر به شرکت در این بازی هستیم.

4- امروز هم خیابان‌ها پر از نیروی انتظامی بود. چه مملکتی شده‌است...  بازداشت‌های دیروز شکه‌ام کرد. بازداشت مسعود لقمان، امیر یعقوب‌علی و ... آن هم به آن شکل وحشیانه دردآور است. واکنش میرحسین موسوی به این بازداشت‌ها، اما جالب توجه بود. آقا آن‌ها را کارگرنمایان خوانده‌است. حالا این جماعت حرف از آزادی سیاسی می‌زنند و برایش پیراهن می‌درند. نه!

جماعت مستید و منگ

‌ یا به تظاهر تذویر می‌کنید

 از شب مانده هنوز دو دانگی

 گر تائبید و نمازگزار و پاک

 نماز را از چاووشان نیامده بانگی...

هر گاو، گند چاله‌دهانی آتش‌فشان خشمی شد...

ا.بامداد

۵- فشار کارهایم زیاد است و حتی تصوری از برنامه کاری‌ام هم ندارم. کلی کتاب نخوانده و کار نکرده دارم. تصور این همه عقب‌افتادگی کارهایم عذابم می‌دهد.

+ نوشته شده در  سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:8  توسط مهرداد بزرگ  | 

مقدمه

پس از پنجاه سال غلبه گفتمان چپ بر سپهر سیاسی ایران كه نتایجی خسارت‌بار و گاه جبران‌ناپذیر نصیب ایران و ایرانیان كرد؛ لیبرالیسم، آن ققنوس خوشخوانی‏ست كه از زیر خاكستر، از پس ویرانه‏های چپ‏زدگی رخ می‏نماید و از جان‏های مشتاق آزادی دلربایی می‏كند. لیبرالیسم بر سه اصل فردیت، عقل و آزادی استوار شده‌است. در لیبرالیسم اصالت با فرد و آزادی او است و اداره‏ امور جامعه و مسئولیت هدایت بشر به ساحل آرامش و لذت، بر عهده‏ عقل نهاده شده‌است. آزادی برای ما هم هدف است، هم روش. آزادی مورد نظر ما دارای مرزبندی مشخص با هرج و مرج و بی‌بندوباری‏ست. آزادی برای ما اگر چه اصل است و هر گونه محدود كردن آن نیازمند استدلال‏های موجه، اما دامنه‏ آزادی تنها تا جایی گسترده می‏شود كه موجب تجاوز به حریم حقوق بنیادین انسان با معیار اعلامیه‌های جهانی حقوق بشر نشود. از سویی آزادی حق انسان است و از سوی دیگر همه‏ افراد انسانی نسبت به حقوق و آزادی‏های یكدیگر مكلف‌اند.

در جهان‌بینی لیبرال، انسان موجودی جویای لذت و خردمند است كه با تأكید بر تعقل قادر است به نحو مطلوب امور خویش را تمشیت كند. انسان تنها موجودی‏ست كه می‏تواند از طریق كنترل عقلانی امیال خود فرهنگ‌سازی كند و فرهنگ و تمدن مهم‏ترین فصل ممیز او با حیوانات است. با تكیه بر همین عقلانیت لیبرالی بوده‌است كه دستاوردهای شریفی چون دموكراسی و حقوق بشر، چشم‏اندازی جدید از زندگی را فرا روی انسان رهاشده از عصر برده‌داری و فئودالیته قرار داد.

ما ضمن پرهیز از اراده‌گرایی خام و با آگاهی نسبت به توانایی‏ها و محدودیت‌های نوع بشر، بر این باوریم كه می‏توان با تمسك به عمل‌گرایی لیبرال، كه خصوصیتی واقع‏بینانه دارد، بسیاری از ابعاد نامطلوب جامعه‏ ایرانی در سپهر اقتصاد، سیاست و فرهنگ را با تكیه بر ارزش‏ها و روش‌های لیبرالی اصلاح كرد و تغییر داد. درست همین پرهیز از اراده‌گرایی خام و غیر عقلانی ا‏ست كه لیبرال‏ها را از دروغ «مدینه‏ فاضله» و افسون «یوتوپیاگرایی» مصون می‏دارد. انسان نه اسیر تقدیر تاریخی ا‏ست و نه زندانی مشیتی فرا زمینی. از این رو لیبرالسیم به هیچ وجه انفعال و بی‌عملی را بر‌نمی‏تابد؛ عمل سیاسی مبتنی بر عقلانیت و محاسبه‏ فایده ـ هزینه را تأیید می‏كند اما افراط‌گرایی كور را رد می‏كند. تاریخ لیبرالیسم تاریخ مبارزه‌های باشكوه لیبرال‏ها با پادشاهی‌های مطلقه، كلیسای جبار، ارتجاع مذهبی، فاشیسم، استالینیسم و توتالیتاریسم است. لیبرال‏ها همواره در صف مقدم مبارزه برای تحقق حقوق اساسی آحاد انسان‏ها بوده‏اند. مبارزه با تبعیض نژادی و هر گونه آپارتاید، دفاع از برابری حقوق زن و مرد، بخشی دیگر از تاریخ پر افتخار مبارزات لیبرالی ا‏ست. همین مبارزه‏ عمل‌گرایانه و عقل‌محور است كه امروز لیبرالیسم را به بدیل ناگزیر انواع نظام‏های سیاسی‌ـ اقتصادی بسته و توتالتیر تبدیل كرده‌است. ما مصمم هستیم این مبارزه شریف را تا تحقق حقوق بشر و دموكراسی، به عنوان والاترین ارزش‏های لیبرالیسم ادامه دهیم و در این راه از فداكاری و پرداخت هزینه ابایی نداریم. به قول جان استیوارت میل، فیلسوف بزرگ لیبرال:« هر چند فقط در اوضاع و احوال بسیار ناقص جهان است كه هركس باید با فداكاری مطلق در مورد خوشبختی خود به خوشبختی دیگران یاری رساند؛ با این همه تا زمانی كه در این وضع ناقص قرار داریم ما با اعتقاد كامل اظهار می‌كنیم كه آمادگی برای چنین فداكاری، بزرگ‏ترین فضیلتی است كه می‏تواند در آدمی وجود داشته‌باشد.» ما در این راه دست یاری همه‏ آن‌هایی كه خود را هم‏فكر و هم‌راه ما در این مبارزه‏ خطیر می‏دانند به گرمی می‏فشاریم. این مانیفست در واقع مبین مبانی نظری مشترك كسانی خواهد بود كه ذیل پرچم لیبرالیسم به ایران و جهانی آبادتر، ثروتمندتر و آزادتر می‏اندیشند. جهانی مصون از تروریسم، دیكتاتوری، بنیادگرایی، خشونت، جهل و به دور از جلوه‏های خشن و غیر قابل تحمل فقر. ما از طریق این مانیفست، موضع نظری خود را به صورت شفاف پیرامون مقولات زیر به اطلاع همگان می‎رسانیم:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ششم اردیبهشت 1388ساعت 21:59  توسط مهرداد بزرگ  |